آسیابوتانجاذبه های گردشگری

سفر سه روزه به بوتان؛ لمس آرامش در سرزمین ابرها و کوهستان‌های همیشه‌سبز

 

در قلب رشته‌کوه هیمالیا، کشوری کوچک و آرام قرار دارد که گویی از هیاهوی جهان جدا شده است؛ بوتان. کشوری که مساحتش حتی از برخی استان‌های ایران هم کوچک‌تر است، اما چنان تنوع طبیعی و آرامش عمیقی در آن پیدا می‌شود که می‌توان تنها در سه روز، تجربه‌ای از «زندگی در طبیعت ناب» را به دست آورد. بوتان سرزمین کوهستان‌های مه‌آلود، جنگل‌های انبوه، رودخانه‌های زمردی و صومعه‌هایی‌ست که روی صخره‌های بلند ساخته شده‌اند؛ طوری که انگار انسان در کنار طبیعت، نه در برابر آن زندگی می‌کند.

روز اول: تیمفو، شهری در میان ابرها
پایتخت بوتان یعنی تیمفو، یکی از معدود پایتخت‌های جهان است که در آن نه بزرگراه‌های شلوغ دیده می‌شود و نه ساختمان‌های سر به فلک کشیده. شهر با خانه‌های سنتی چوبی، رودخانه‌ای که از میانش آرام عبور می‌کند و تپه‌های سبز احاطه شده است. صبح را می‌توان با قدم زدن در حاشیه رودخانه «وانگ چو» آغاز کرد. آبی شفاف که از میان سنگ‌ها می‌گذرد و در کنارش پرنده‌های رنگارنگ پرواز می‌کنند.

در حوالی شهر، تپه‌ای وجود دارد که روی آن مجسمه عظیم بودا دوردنما ساخته شده است. حتی اگر با جنبه مذهبی‌اش کاری نداشته باشیم، منظره‌ای که از آن بالا دیده می‌شود خیره‌کننده است. دره‌ای بزرگ، محصور در کوه‌های سبز و خانه‌هایی که مثل نقطه‌های رنگی در سراسر آن پراکنده‌اند. مه از پایین بلند می‌شود و گاهی کل دره زیر ابر می‌رود؛ حسی شبیه ایستادن بر فراز جهان.

پس از ظهر، مسیرهای پیاده‌روی کوتاه در جنگل‌های اطراف تیمفو انتخاب خوبی است. درختان بلند سرو و کاج، گاهی با روبان‌های رنگی تزئین شده‌اند؛ مردم محلی به نشانه دعا آنها را می‌بندند. صدای باد میان درختان و هوای خنک کوهستان، روح آدم را سبک می‌کند.

روز دوم: صومعه تَکتسانگ یا «لانه ببر» در پارو
روز دوم اوج سفر است؛ مقصد، صومعه تاکتسانگ که به «آشیانه ببر» مشهور است. این صومعه روی صخره‌ای عمودی ساخته شده و تا پایین آن صدها متر ارتفاع خالی وجود دارد. مسیر رسیدن به آن حدود دو ساعت پیاده‌روی در میان جنگل است؛ جنگلی پوشیده از درختان بلوط، کاج و گاهی درختان گلدار کوهستانی. در طول مسیر، صدای رودخانه‌ای که از شکاف صخره‌ها جاری است، همراه آدم می‌آید.

هرچه بالاتر می‌روی، منظره شگفت‌انگیزتر می‌شود. ابرها گاهی از زیر پا عبور می‌کنند و ناگهان صومعه درون مه ناپدید می‌شود. رسیدن به بالاترین نقطه، حسی شبیه فتح قله دارد؛ نه فقط به خاطر ارتفاع، بلکه به خاطر آرامشی که آن بالا حاکم است. در سکوت کوهستان، فقط صدای باد شنیده می‌شود و پرچم‌های رنگی دعا که در باد می‌رقصند.

پس از بازگشت، می‌توان در دره پارو وقت گذراند؛ دشتی پهن با رودخانه‌ای آرام که از میان شالیزارها می‌گذرد. گاوهای یاک آرام در مزرعه‌ها می‌چرند و خانه‌های سنتی با سقف‌های چوبی در دل مزارع پراکنده‌اند. بهترین زمان برای نشستن کنار رودخانه، غروب است؛ جایی که نور طلایی خورشید از میان مه عبور می‌کند و همه‌چیز رنگ نارنجی می‌گیرد.

روز سوم: دره پوناخا و پل‌های معلق بر فراز رودخانه
آخرین روز سفر می‌تواند در شهر پوناخا بگذرد؛ شهری پایین‌تر از کوهستان که طبیعتش کمی گرم‌تر و سرسبزتر است. دو رودخانه اصلی بوتان، یعنی «فو چو» و «مو چو» در اینجا به هم می‌پیوندند و منظره‌ای کم‌نظیر می‌سازند. روی یکی از این رودخانه‌ها پل معلقی از چوب و طناب ساخته شده که عبور از آن تجربه‌ای هیجان‌انگیز است. زیر پا، آب خروشان می‌گذرد و روبرو دشتی پر از درختان بامبو دیده می‌شود.

در میان این دشت‌ها، گل‌های وحشی بنفش و زرد رشد کرده‌اند. در فصل بهار، پروانه‌های رنگی میانشان پرواز می‌کنند و در تابستان، مهی کم‌ارتفاع روی زمین می‌نشیند که منظره را شبیه رویایی زنده می‌کند. برای کسانی که به آرامش عمیق و سکوت علاقه دارند، نشستن کنار این رودخانه و گوش دادن به صدای آب بهترین پایان سفر است.

پایان سفر، آغاز دلتنگی
بوتان کشوری نیست که با مراکز خرید یا تفریحات مدرن شناخته شود؛ ارزش واقعی آن در سادگی و هماهنگی انسان با طبیعت است. در این کشور، هیچ چیز شتاب‌زده نیست. رودخانه‌ها با آرامش می‌گذرند، کوه‌ها با شکوه ایستاده‌اند و جنگل‌ها مثل پناهگاهی بی‌انتها آدم را در آغوش می‌گیرند.

سفر سه روزه به بوتان کافی است تا آدم فهمی تازه از زندگی پیدا کند؛ این‌که گاهی لازم نیست برای خوشبختی چیزی به دست آورد، کافی است در دل طبیعت بود و نفس کشید.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا