آسیابرونئیجاذبه های گردشگری

طبیعت زیبای برونئی

 

خیلی‌ها برونئی رو فقط یه کشور نفتی کوچیک می‌دونن، ولی کمتر کسی می‌دونه که بیش از ۷۰٪ این کشور را جنگل‌های بارانی دست‌نخورده پوشانده — و نه جنگل‌های معمولی؛ بلکه جنگل‌هایی به وسعت آمازون، فقط در مقیاسی فشرده‌تر و آرام‌تر.


برونئی؛ جنگل‌های بارانی‌ای که انگار زمین آن‌ها را برای خودش نگه داشته
اگر در نقشه به برونئی نگاه کنی، شاید فکر کنی یک کشور خیلی کوچک و کم‌اهمیت است. اما همین نقطه کوچک، در دل خود یکی از ساکت‌ترین و سالم‌ترین جنگل‌های بارانی جهان را پنهان کرده است؛ جنگل‌هایی که نه مثل جنگل‌های تایلند تجاری‌سازی شده‌اند، نه مثل جنگل‌های مالزی پر از هتل و ازدحام‌اند. اینجا جنگل هنوز صاحب اصلی زمین است و انسان فقط اجازه دارد با احتیاط در گوشه‌ای از آن قدم بگذارد.

جایی که زمین حتی اجازه نمی‌دهد جاده بسازی
بخش زیادی از جنگل‌های برونئی به‌قدری انبوه و مرطوب‌اند که هیچ جاده‌ای به داخل‌شان وارد نشده. برای رفتن به پارک ملی اولو تمبورو، باید با قایق از رودخانه بالا بروی. قایق باریک است و آب زیرش به رنگ قهوه‌ای طلایی می‌درخشد — نه از آلودگی، بلکه از برگ‌های درختانی که در آب حل شده‌اند.

هرچه جلوتر می‌روی، جنگل مثل دیوارهای سبز دو طرف رودخانه را در بر می‌گیرد. شاخه‌های بزرگ مثل دست‌هایی از بالا آویزان‌اند و گاهی حس می‌کنی رودخانه دارد از میان یک تونل طبیعی عبور می‌کند. صدای پرندگان عجیب و گاهی فریاد میمون‌ها در دوردست می‌آید، اما منبع دقیق صدا پیدا نیست. اینجا جنگل پر از زندگی است، اما هیچ‌کس خودش را نشان نمی‌دهد تا وقتی تو مزاحمش نشوی.

جنگل‌پیمایی روی پل‌های معلق در آسمان
یکی از شگفت‌انگیزترین تجربه‌های جنگل‌های برونئی، چیزی است به نام Canopy Walkway؛ مسیری فلزی که در ارتفاع حدود ۴۰ متری از سطح زمین ساخته شده و مثل پلی باریک میان درختان غول‌پیکر آویزان است. وقتی پا روی آن می‌گذاری، اول حس ترس می‌آید چون کف آن مثل تور فلزی‌ست و زیرت فقط سر شاخه‌های سبز دیده می‌شود. اما بعد که جلو می‌روی، ناگهان جنگل از حالت بسته و تاریک، تبدیل می‌شود به اقیانوس سبزی که تا افق کشیده شده.

از آن بالا می‌توان مهی را دید که مثل ابر نرم، آرام آرام از میان درختان بالا می‌آید. انگار جنگل در حال نفس کشیدن است. نسیم خنک به صورتت می‌خورد و تو برای چند ثانیه مطمئن می‌شوی که دیگر هیچ چیز در دنیا مهم نیست جز همین لحظه.

رودخانه‌هایی که مثل رگ‌های جنگل می‌تپند
در برونئی، رودخانه فقط آب جاری نیست؛ مسیر زندگی است. همه‌چیز با رودخانه آغاز می‌شود؛ حتی حیوانات هم مسیر خود را با آن تنظیم می‌کنند. اگر صبح زود بیدار شوی و کنار رودخانه بنشینی، ممکن است میمون‌های نقره‌ای را ببینی که آرام از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌پرند، یا پرندگانی با منقارهای عجیب که انگار از سیاره دیگری آمده‌اند.

گاهی باد بوی گل‌های ناشناخته‌ای را می‌آورد که نه شکل‌شان را می‌بینی نه رنگ‌شان را. فقط بوی‌شان می‌ماند و حس می‌کنی جنگل دارد با تو حرف می‌زند — به زبان خودش.

جنگلی که نمی‌خواهد کسی تحت تأثیرش قرار بگیرد؛ فقط می‌خواهد «حضورش را حس کنی»
برخلاف بسیاری از جنگل‌ها که با آبشارهای بزرگ یا حیوانات مشهورشان معروف شده‌اند، جنگل‌های برونئی نمایشی نیستند. نه فریاد می‌زنند «به من نگاه کن»، نه خودنمایی می‌کنند. برونئی مثل انسانی آرام و عمیق است که در سکوت نشسته و فقط اگر کنارش بنشینی، شکوهش را می‌فهمی.

در این جنگل‌ها، زیبایی در ریزترین چیزهاست؛ در برگ خیس، در تار عنکبوتی که صبح‌ها قطره‌های شبنم را مثل الماس نگه می‌دارد، در ردّ پایی که شاید متعلق به یک گربه جنگلی باشد که هیچ‌وقت دیده نمی‌شود.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا