جاذبه های روسییون فرانسه
روسییون؛ دهکدهای که انگار از رنگ ساخته شده است:
در قلب منطقه پروانس فرانسه، جایی که اغلب دهکدهها با سنگهای روشن و سقفهای سفالی شناخته میشوند، روسییون تصمیم گرفته متفاوت باشد. اینجا همهچیز در طیفی از سرخ، نارنجی، طلایی و اخرایی میدرخشد. دیوارها، پلهها، کوچهها و حتی خاک زیر پا انگار با قلمموی آفتاب نقاشی شدهاند. وقتی وارد روسییون میشوی، احساس میکنی وارد یک پالت رنگ شدهای؛ پالت هنرمندی که عاشق گرما، نور و زندگی بوده است.
روسییون (Roussillon) بر روی تپهای قرار دارد که از رسوبات سنگی سرخرنگ تشکیل شده. این رنگها حاصل وجود سنگ معدنی اخر هستند؛ مادهای طبیعی که قرنها در روسییون استخراج و برای ساخت رنگ در سراسر اروپا استفاده میشد. هنوز هم وقتی دستت را به دیوار میکشی، کمی رنگ روی انگشتت مینشیند، انگار دهکده دوست دارد اثری از خودش همراهت بفرستد.
جاذبه ها و زیبایی های خاص روسییون :
کوچههای روسییون مثل جریانهایی از رنگ از بالای تپه به پایین میریزند. هر خانهای رنگ متفاوتی دارد؛ یکی نارنجی سوخته، یکی قرمز آجری، دیگری زرد کهربایی. قاب پنجرهها اغلب به رنگ آبی تیره یا سبز تند هستند که تضادشان با دیوارها خیرهکننده است. گیاهان شمعدانی و پیچکها از دیوارها بالا رفتهاند و مثل تورهای سبز، رنگها را در آغوش گرفتهاند. اگر عاشق عکاسی باشی، هر قدم اینجا یک قاب تازه است.
در قلب دهکده یک میدان کوچک قرار دارد که مغازههای صنایع دستی و گالریهای هنر در آن دیده میشود. بسیاری از هنرمندان محلی از خاک رنگی روسییون برای ساختن آثار خود استفاده میکنند. میتوانی در ظرفهایی کوچک پودرهای اخرایی در طیفهای مختلف ببینی؛ از قرمز تیره تا نارنجی روشن. حتی بعضی کارگاهها اجازه میدهند خودت با این رنگها نقاشی کنی و تکهای از روسییون را با دست خودت بسازی.
یکی از جذابترین نقاط روسییون، مسیر صخرههای اخرایی (Sentier des Ocres) است. راهی پیادهروی میان تپهها و ستونهای سنگی رنگارنگ که باران و باد طی هزاران سال شکلشان دادهاند. بعضی از این صخرهها شبیه موجهای یخزدهاند، بعضی شبیه دودکش، بعضی مثل ستونهای معبدی طبیعی. وقتی زیر پایت خاک قرمز است و دوروبرت دیوارهای سرخ و نارنجی بالا رفتهاند، آسمان آبی بالای سرت بیش از همیشه میدرخشد. قدم زدن در این مسیر حس سفر به سیارهای دیگر را دارد؛ نه شبیه مریخ سرد و بیروح، بلکه مریخی گرم و شاعرانه.
از بالاترین نقطه دهکده، چشماندازی وسیع از دشتهای پروانس، تاکستانها و کوههای دوردست نمایان میشود. نسیم گرم بهاری میان درختان سرو و کاج میپیچد و بوی خاک و گلهای وحشی را با خود میآورد. اگر در اواخر بهار یا تابستان سفر کنی، دوروبرت مزرعههای بنفش اسطوخودوس خواهند بود که تضادشان با قرمز روسییون حیرتانگیز است. انگار زمین لباسی با دو رنگ تند پوشیده باشد.
روسییون از آن دهکدههایی است که تو را مجبور میکند آرام شوی. نه فقط به خاطر مناظر، بلکه به خاطر سکوتی که در میان کوچههای پیچدرپیچش جریان دارد. گاهی صدای خنده گردشگران میآید، گاهی صدای گامهای کسی روی سنگفرش، و گاهی فقط باد است که میان شاخهها آواز میخواند. میتوانی روی نیمکتی سنگی بنشینی، دستت را روی دیوار گرم بگذاری و فکر کنی که این رنگها چند قرن است همینجا ایستادهاند، شاهد آمدن و رفتن آدمها.
وقتی غروب میرسد، روسییون آتشی آرام میشود. نور خورشید که مایل میتابد، رنگهای دهکده را شعلهورتر میکند. دیوارها مثل زغال داغ میدرخشند و سایهها طولانیتر میشوند. اگر از بالا به دهکده نگاه کنی، انگار شعلهای کوچک در دل سرزمین پروانس روشن شده.
روسییون فقط یک مقصد گردشگری نیست؛ یک تجربه رنگی است. جایی که میفهمی طبیعت میتواند نقاشی کند، آن هم بدون قلممو. اگر روزی به پروانس رفتی، این دهکده را از دست نده. بگذار رنگهایش در ذهنت بنشینند و یادت بماند که جهان میتواند اینقدر گرم، اینقدر زنده و اینقدر شاعرانه باشد.




